تبليغاتX
نجوای دل (در احتجاج با منافقان)

فتوایی دیگر از علمای وهابی: سلف سرويس حرام است!

این فتوا با واکنش هتلداران و صاحبان رستوران‌ها و سایر اقشار مردم مواجه شده و آنها را دچار نوعی سردرگمی و عصبانیت کرده است.

در همین راستا یک مفتي وهابی دیگری نیز "میکی ماوس" را مرتد و ریختن خون آن را حلال کرده است! فارغ از اینکه میکی ماوس یک شخصیت کارتونی بوده و همین موضوع موجب انفجار بمب خنده در خبرگزاری‌های غربی و آمریکايي شده و دستمایه طنز طنزپردازان گردیده است.

صرف نظر از بغض و کینه‌ای که اين بظاهر علما با اهل‌بيت(ع) و شیعیان دارند و  فتواهای تفرقه‌انگیزي كه بر اثر اين كينه‌ها صادر مي‌كنند، فتواهايی نظیر آنچه در بالا گذشت و یا فتوای مشهور مربوط به زولبيا، فوتبال و بازیکنان آن موجب تمسخر پيروان سایر ادیان در شرق و غرب و حتی بي‌دين‌ها گردیده است...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:42  توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)  | 

سجده فوتباليستها بعد از گل مكروه است!

به نقل از شبكه عربي المجد، اخيراً در يكي از برنامه هاي تلويزيوني (همراه با جناب مفتي) كه از شبكه المجد پخش مي شد، جناب شيخ عبدالعزيز بن عبدالله آل شيخ مفتي كلّ عربستان دعوت شده بود. در اين برنامه اين سؤال از شيخ پرسيده شد:

- حكم سجده ورزشكاران در ميادين ورزشي چيست؟

شيخ پاسخ داد: اگر سجده به مصلحت عامّه مسلمين باشد، جايز است،‌ زيرا رسول خدا (ص)‌ وقتي خبر خوشي در مورد پيروزي اسلام به او مي دادند، براي خدا سجده مي كرد،‌ زيرا آن خبر به مصلحت عامّه مسلمانان بود...

و نهايتاً جناب شيخ با ذكر دلايل زير، از سجده ورزشكاران نهي كرد:

1- ورزشكاران لباسهاي تن نما مي پوشند و خدا از اين كار نهي كرده است.

2- گاهي مواقع حريف مقابل از مسلمانان و برادران ديني شان هستند، يعني در اينجا مصلحت شخصي وجود دارد، نه مصلحت عامّه.

پاسخ شيخ در نهايت چنين بود:

"سجده ورزشكاران در ميادين ورزشي مكروه است".

«ياد آور ميشويم كه قبل از اين، طبق نظر آقايان وهابي سجده بعد از گل حرام بود!»

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:38  توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)  | 

از آنجا كه وهابيت روي ديگر صهيونيست و دنباله روي يهود است،‌ پس جاي تعجب نيست كه عقايد خود را از منابع تحريف شده يهوديت بگيرد ، چرا كه هدف اين دو قوم يكيست، و آن زشت جلوه دادن دين اسلام و بر هم زدن وحدت بين مسلمانان است. از اين رو، گاه روايات و فتواهاي عجيب و صد البته، مضحك وهابيت مطابق با چيزي است كه يهوديان در كتابهاي تحريف شده شان آورده اند.


قامت خداي وهابيت 60 ذراع است!

به عنوان مثال؛ با جستجو در عهد قديم يا آنچه كه كتاب مقدّس تورات ناميده مي شود، روايتي مي يابيم كه كاملاً منطبق است با آنچه كه وهابيت روايت كرده اند كه «خداوند انسان را به شكل خودش آفريده» و اين اعتقاد را اساس عقايد فاسد خود در توصيف خداوند تعالي و تجسيم (جسميّت دادن به خداوند) قرار داده اند. در اينجا دو روايت از آنها را مي آوريم تا شما قضاوت كنيد: 

احمد بن حنبل در مسند، تحت حديث شماره 7941 مي آورد: 

ابوعامر، از مغيرة بن عبدالرحمن، از أبي الزناد، از موسي بن أبي عثمان، از پدرش، از أبي هريره نقل مي كند كه: نبي اكرم صلّي الله عليه و آله فرمود: "همانا خداوند عزّ و جلّ آدم را به صورت خودش خلق نمود... و در كتاب پدرم (پدر احمد بن حنبل) است كه قد خداوند 60 ذراع است! 

همين روايت در صحيح مسلم بخاري موجود است...

در سِفر تكوين، از كتاب مقدّس تورات يهوديان ج1ص26 نيز روايت زير آمده است: 

و خداوند فرمود: (بايد انسان را به صورت خودمان خلق كنيم، شبيه خودمان). 

و در همين صفحه است: (پس خداوند انسان را به صورت خود خلقش نمود). 

خواننده گرامي! اكنون اگر اين دو روايت را تطبيق دهيد، مي بينيد كه متن روايات متفاوت است، در صورتي كه معني و مضمون يكي است...

بنابراين به راحتي مي توان نتيجه گرفت كه، عقيده تجسيم و تشبيه را بزرگان وهابيت از طريق رؤساي يهودي شان گرفته اند كه البته جاي تعجّبي هم ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:32  توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)  | 

مفتي عربستان: مرگ به سبب طاعون، شهادت است!

شيخ عبدالعزيز آل شيخ مفتي کشور عربستان سعودي بر حرام بودن سفر به کشورهايي که در آن انفولانزاي خوکي شايع شده است تاکيد کرد. زيرا اين مساله مخالف شرع است که يک انسان خود را در معرض هلاکت قرار دهد.

 به گزارش «سلام شيعه» به نقل از  پرس.تي.وي - بيروت و به نقل از گزارشات رسانه‌اي عربستان، آل شيخ گفت: «رسول‌الله (ص) به ما نصيحت کردند که به سرزميني که در آن طاعون آمده است مسافرت نکنيم و اگر مسافرت کرديم و گرفتار آن مرض شديم از آنجا خارج نشويم، زيرا مرگي که از طاعون موجب شود شهادت است».

 وي افزود:‌ «اگر متوجه شديم که در کشوري بيماري آنفولانزاي خوکي مشاهده شده است سفر کردن به آن حرام است. زيرا ما خود را با اين کار در معرض هلاکت قرار مي‌دهيم».

 وي در يک محاضره با عنوان حکم سياحت در اسلام و بيان اداب و شروط آن در مسجد امام ترکي بن عبدالله گفت: «نتيجه ي اين نوع بيماري‌ها گناهان و معصيت‌ها و اصرار در انجام مکروهات است». وي همچنين از مسلمانان به سبب فراموشي دين خود و ناديده گرفتن اخلاق و غرق شدن در شهوات انتقاد کرد.

 در گزارشي که روزنامه‌ي الحياة آن را منتشر کرده است آل شيخ در سخنان روز دوشنبه‌ي خود تصريح کرده است که تعلل بعضي از مردان در زدن و ضرب و شتم زن‌ها و بچه‌هايشان باعث جهل و حماقت و وارد شدن شر در نفس‌هاي آنها شده است. وي تاکيد کرد که خشونت‌هاي خانوادگي باعث خشونت، فساد و ارتکاب به جرائم مي‌شود.

اين در حاليست که کشور عربستان روز دوشنبه اعلام کرد که سه نفر ديگر که به آنفولانزاي خوکي مبتلا شده‌اند در اين کشور شناسايي شده‌اند. بدين ترتيب تعداد افرادي که در عربستان به اين ويروس مبتلا شد‌ه اند به 14 نفر مي‌رسد.

خداوند چنين شهادتي را نصيب اين شيخ و پيروان ايشان گرداند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:27  توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)  | 

پاسخ

اين عبارت که از زبان خليفه دوم عمر بن خطاب ، در جريانهاي مختلفي و بارها از زبان وي نسبت به حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام صادر شده است كه ما ابتدا اسناد آن از كتب شيعه نقل كرده و سپس جريانات را از منابع معتبر اهل سنت نقل مي كنيم كه براي اهل سنت نيز قابل اعتماد باشد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 2:37  توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)  | 

۱-هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!

۲-مشایخ وهابی که به صدور فتواهای قتل و کشتار مسلمانان و پیروان اهل بیت (ع) مشهور هستند، فتواهای خنده داری نیز صادر می فرمایند! که خواندن آنها خالی از لطف نیست...

ـ پوشیدن کمربند ایمنی حرام است!  زیرا مانع قضا و قدر می شود!!!

ـ شستن گوشت قبل از پختن بدعت است.

ابن تیمیه: شستن گوشت بدعت است، چنانکه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم در عهد پیامبر(ص) گوشت را بدون شستن می پختند و می خوردند.

ادامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 20:36  توسط برمودا  | 

                                       

ابن عباس پسر عموى على عليه السلام است و از پيش هم گفته‏ايم كه او نخستين مفسر قرآن است.در عهد رسول خدا صلى الله عليه و آله روزها به مسجد مى‏آمد و براى مردم قرآن تفسير مى‏كرد.او از كسانى است كه احاديث بسيارى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده است و در كتب روائى جايگاهى عظيم نزد شيعه و اهل سنت دارد.

دانش او در نزد مردم حيرت انگيز بود بگونه‏اى كه گاهى از ميزان دانش او در مقايسه با ديگران سؤالاتى مى‏كردند.از او پرسيدند:ميزان علم تو نسبت به على عليه السلام چقدر است؟گفت مثل نسبت قطره بارانى به يك اقيانوس (كنسبة قطرة من المطر الى البحر المحيط.

او در سخن ديگرى به مردم گفته بود،نه دهم كل دانش بشرى را به على عليه السلام داده‏اند و در يك دهم باقيمانده نيز على عليه السلام با شما شريك است.و هم از او نقل شده كه گفته بود:كل دانش اصحاب محمد صلى الله عليه و آله در رابطه با علم على عليه السلام مثل يك قطره از 7 درياى مهم زمين است.و علم اصحاب محمد عليه السلام كلهم فى علم على عليه السلام كالقطرة الواحدة من سبعة ابحر.

شايد بنظر آيد كه در اين سخنان گزافه گوئى است.اما چنين نيست.سخنى است به واقع درست و از روى موازين و حساب.بدان خاطر كه مردم عربستان پيش از ظهور اسلام جاهل بودند.در بين آنها دانشمند و صاحبنظرى نبود.تازه‏آنها كه اهل علم و در نزد مردم علامه بودند كسانى بودند كه مثلا از انساب عرب و برخى از قبايل با خبر بودند و مى‏دانيم كه اينگونه مسائل نمى‏توانند در رديف علم و دانش بحساب آيند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 9:51  توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)  | 

 

اعمال ورفتار هر فرد، زاييده طرز تفكر وعقيده او است.جانبازى وفداكارى از نشانه‏هاى افراد با ايمان است.اگر ايمان انسان به چيزى به حدى برسد كه آن را بالاتر از جان ومال خود بداند، قطعا در راه آن سر از پا نمى‏شناسد وهستى وتمام شؤون خويش را فداى آن مى‏سازد. قرآن مجيد اين حقيقت را در آيه زير منعكس كرده است:

انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا باموالهم وانفسهم في سبيل الله اولئك هم الصادقون .(حجرات:15)

«مؤمنان كسانى هست كه به خدا وپيامبر او ايمان آوردند ودر آن هرگز ترديد نكردند وبا مال وجان خود در راه خدا كوشيدند; آنان به راستى در ايمان خود صادقند.

در سالهاى آغاز بعثت، مسلمانان سخت ترين شكنجه‏ها وزجرها را در راه پيشبرد هدف تحمل مى‏كردند. آنچه كه دشمنان را از گرايش به آيين توحيد باز مى‏داشت همان عقايد خرافى نياكان وحفظ مقام خدايان وتفاخر به امتيازات قومى وطبقاتى وكينه‏هاى موروثى قبيله‏اى بود.اين موانع تا روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مكه را فتح كرد، بر سر راه پيشرفت اسلام در مكه واطراف آن وجود داشت وجز با قدرت نيرومند ارتش اسلام از ميان نرفت.

فشار قريش بر مسلمانان سبب شد كه گروهى از آنان به حبشه وگروه ديگرى به يثرب مهاجرت كنند. با آنكه پيامبر وحضرت على از حمايت‏خاندان بنى هاشم وبالاخص ابوطالب برخوردار بودند، اما جعفر بن ابى طالب ناگزير شد به همراه تنى چند از مسلمانان در سال پنجم بعثت مكه را به عزم حبشه ترك گويد وتا سال هفتم هجرت كه سال فتح خيبر بود در آنجا اقامت گزيند.

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم در سال دهم بعثت‏حضرت ابوطالب، بزرگترين حامى ومدافع خويش را، در مكه از دست داد. بيش از چند روز از مرگ عموى بزرگوارش نگذشته بود كه همسر مهربان او خديجه، كه هيچ گاه از بذل جان ومال در پيشبرد هدف مقدس پيامبر دريغ نمى‏داشت، نيز چشم از جهان پوشيد. با در گذشت اين دو حامى بزرگ، ميزان خفقان وفشار بر مسلمين در مكه فزونى گرفت; تاآنجا كه در سال سيزدهم بعثت، سران قريش در يك شوراى عمومى تصميم گرفتند كه نداى توحيد را بازندانى كردن پيامبر يا با كشتن ويا تبعيد او خاموش سازند. قرآن مجيد اين سه نقشه آنان را ياد آور شده، مى‏فرمايد:

واذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك ويمكرون و يمكر الله و الله خير الماكرين (انفال:30)

به ياد آور هنگامى را كه كافران بر ضد تو حيله كردند وبر آن شدند كه تو را در زندان نگه دارند يا بكشند ويا تبعيد كنند.آنان از در مكر وارد مى‏شوند وخداوند مكر آنان را به خودشان باز مى‏گرداند; وخداوند از همه چاره جوتر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 14:52  توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)  | 

اهل سنّت، اگر مي‌توانند پاسخ دهند

 

چرا ابوبکر به عنوان خلیفه انتخاب شد؟

ذهبی در «تاریخ الاسلام» [1] می‌نویسد:

ابوبکر امتیازاتی داشت که به موجب آن به عنوان خلیفه معیّن شد، از جمله:

 

1) نماز ابوبکر در بیماری پیامبر اکرم  صلّی الله علیه و آله و سلّم

 پیامبر اکرم  صلّی الله علیه و آله و سلّم وقتی در بستر بیماری بود، ابوبکر را به جای خود برای اقامه‌ی نماز جماعت به مسجد فرستاد.

 

روایات نماز ابوبکر در بیماری پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم

مسلم در صحیح خود از «عایشه» این‌گونه روایت می‌کند:

هنگامی که رسول خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم وارد خانه‌ی من شد، فرمود:

«بگویید ابوبکر با مردم نماز بگزارد. گفتم: یا رسول الله! ابوبکر مردی رقیق القلب و دل‌نازک است و هرگاه قرآن بخواند نمی‌تواند از گریه خودداری نماید  ای کاش غیر ابوبکر را فرمان می‌دادی ... دو یا سه بار این سخن را تکرار کردم و او فرمود: باید ابوبکر با مردم نماز بگزارد، شما همراهان یوسفید».[2]

در حدیث دیگری عایشه می‌گوید:

«هنگامی که رسول خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم بیمار شد، (همان بیماری که به فوت او انجامید). بلال آمد تا از وقت نماز آگاهش نماید، فرمود: بگویید ابوبکر با مردم نماز بگزارد. تا آنجا که فرمود: شما همراهان یوسفید. پس نزد ابوبکر فرستادیم و او با مردم به نماز ایستاد که پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم در خود احساس سبکی کرد و با تکیه بر دو مرد بیرون آمد... و ابوبکر که وجودش را احساس نمود، خواست تا عقب برود که پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم به او اشاره فرمود به جای خود بمان.

سپس آمد تا در کنار ابوبکر نشست و ابوبکر به پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم اقتدا نمود و مردم به ابوبکر اقتدا کردند».[3]

طبری گوید که رسول خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:

«آیا هنگام نماز فرا رسیده؟ شخصی گفت: آری، فرمود: به ابابکر دستور دهید با مردم نماز بخواند، عایشه گفت: ابوبکر مردی رقیق القلب است. به عمر دستور دهید.

پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: به عمر بگویید و عمر گفت: من بر ابوبکر مقدم نخواهم شد، مادامی که او حضور دارد، پس ابوبکر جلو افتاد، و پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم احساس نمود از شدت تب او کاسته شده است، پس از منزل بیرون آمد و چون حرکت پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم به گوش ابوبکر رسید، خود را عقب کشاند و پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم پیراهن او را کشید و خود در جای او قرار گرفت و رسول خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم نشست (نماز را نشسته خواند) و از همان‌جایی که ابوبکر انجام داده بود، پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم نماز را ادامه داد».[4]

 

سؤال1:

اگر پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم به ابوبکر دستور داده بود که با مردم نماز بخواند، پس چرا با زحمتی که قادر به راه رفتن نمی‌باشد، به مسجد می‌رود و به نماز مشغول می‌شود؟

 

سؤال2:

آیا حضور پیامبر در مسجد برای تأیید ابوبکر بوده است؟ اگر چنین است، پس چرا او را کنار می‌زند و پیراهن او را می‌کشد و خود جای او می‌ایستد و نماز می‌خواند؟

 

سؤال3:

اگر ابوبکر به پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم اقتدا نموده است، چنانچه روایت می‌گوید، پس امامت او معنا ندارد. بنابراین، آیا ممکن است شخصی در زمان واحد و در یک نماز، هم امام باشد و هم مأموم؟

 

سؤال4:

این نمازی که ابوبکر به جای پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم خوانده، کدام نماز بوده است؟ (صبح، ظهر، عشاء) و در کجا این امامت انجام شده است؟ و چرا محدثان اهل سنّت در کتابهای خود این قضیه را متناقض یکدیگر نقل کرده‌اند؟

 

سؤال5:

اگر این نماز دلیل بر اولویت ابوبکر در خلافت است، پس چرا مهاجرین و انصار و حتی خود ابوبکر در سقیفه به آن استناد نکرده‌اند؟

سؤال6: اگر نماز ابوبکر به جای پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم موجب استحقاق او برای خلافت شده است، چرا «عبدالرحمن بن عوف» سزاوار خلافت نباشد؟ مگر نه این است که محدثان شما در مورد «عبدالرحمن بن عوف» از قول پیامبر اکرم  صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت نقل کرده‌اند و احدی از بزرگان شما در این روایت تشکیک نکرده‌اند که آن حضرت در حقّش فرمود: «صلّی خلفه».[5]

 

سؤال7:

آیا این نماز بر فرض ثبوت می‌تواند می‌تواند جای آن همه نصوص جلیّه از طرف پیامبر اکرم  صلّی الله علیه و آله و سلّم در حق امیر مؤمنان  علیه السّلام که فرمود: «یا علی انت منّی بمنزلة هارون من موسی»[6] و ... را بگیرد؟

 

سؤال8:

بر فرض ثبوت این موضوع، چطور پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم در بستر بیماری وقتی که امر می‌کند ابوبکر به جای او در مسجد امامت کند هذیان نمی‌گوید!! اما وقتی که امر می‌کند قلم و کاغذی بیاورید تا بنویسم چیزی را که بعد از من به ضلالت و گمراهی نیفتید، به قول عمر نستجیر بالله آن حضرت هذیان می‌گوید؟!!![7]

اگر پیامبر اکرم  صلّی الله علیه و آله و سلّم هذیان می‌گوید، پس چرا قول آن حضرت را در نماز ابوبکر ملاک قرار داده‌اید؟؟

و اگر هذیان نمی‌گوید، پس چرا عمر به آن حضرت نسبت هذیان گویی را داد؟؟؟

 

سؤال9:

در زمانی که پیامبر اکرم  صلّی الله علیه و آله و سلّم در بستر شهادت بود، امر کرد که اصحاب در لشکر اسامه شرکت کنند و فرمود:

«جًهًّزوا علی جیش اسامة[8] لعن الله من تخلف عنه».[9]

و به نظر همه مورخان تا زمان شهادت پیامبر اکرم  صلّی الله علیه و آله و سلّم اسامه از جنگ بر نگشته بود، حال با توجه به این حقیقت آیا ابوبکر در لشکر اسامه شرکت کرد یا خیر؟ اگر شرکت نکرد، پس تخلف از امر پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله و سلّم را نموده است[10]. و اگر شرکت کرده است، در این صورت در مدینه نبوده تا توانسته باشد به جای پیامبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم نماز خوانده باشد.[11]

پس با وجود چنین تناقضی چه طور شما می‌گویید: ابوبکر به جای پیامبر الکرم  صلّی الله علیه و آله و سلّم نماز خوانده است؟؟

 

سؤال 10:

چرا پیامبر اکرم  صلّی الله علیه و آله و سلّم زنان خود را سرزنش می‌کند و آنان را همچون زنانی می‌داند که می‌خواستند حضرت یوسف را گمراه نمایند؟ مگر عایشه چه کرده بود که مستحق چنین ملامتی شد؟ جز اینکه وی می‌خواست چنین کرامت و بزرگواری را به پدرش اختصاص دهد؟ و یا به دلیل مخالفت با پیامبر رحمت  صلّی الله علیه و آله و سلّم که همه‌ی آزار و ایذای آنان را تحمّل نمود و حدیث (افک) را شنید و دم نزد تا اینکه آیه بر برائت عایشه نازل شد، امّا در اینجا آنان را همانند زنان گمراه کننده‌ی یوسف می‌داند!! آیا این همه مسائل کافی نیست که ما را وادار به اندیشه نماید که این دستورات و روایات چگونه بوده‌اند؟

ادامه دارد



1- تاریخ الاسلام ذهبی، ج2، ص584.

2- صحیح مسلم، کتاب الصلاة، ج1، ص313؛ صحیح بخاری، کتاب الاذان، ج1، ص87؛ مسند احمد بن حنبل، ج6، ص229؛ مسند ابی عوانه، ج2، ص114؛ و ... .

3- صحیح بخاری، کتاب الصلاة، ج1، ص85و92؛ صحیح مسلم، ج1، ص85 و 92؛ مسند احمد بن حنبل، ج6، ص210؛ سنن نسائی، ج3، ص99 و 100 و ... .

4- تاریخ طبری، ج2، ص230، ط بیروت.

5- مغازی، واقدی، ج3، ص1012؛ تهذیب الکمال، ج14، ص122.

6- همان.

7- عمر بن خطاب برای جلوگیری از امر وصیت آن حضرت، گفت:

«دعو الرجل فانه لیهجر!!! حسبنا کتاب الله»؛ «واگذارید این مرد (رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم) را؛ زیرا که او هذیان می‌گوید، کتاب خدا ما را بس است».

گذشته از اجماع علمای شیعه، اکابر علمای اهل سنت نیز به عبارت و الفاظ مختلف آن را نقل نموده‌اند:

الف) صحیح بخاری، کتاب العلم، بابا کتابة العلم، ج1 ص39، ج2 ص 118 - ج4،  باب قول المریض از کتاب المرضی، ص5 - ج6، باب مرضی النبی و وفاته، ص11 – ج4 کتاب الجهاد، باب جوائز الوفد، ص85.

ب) صحی مسلم، ج6 کتاب الوشیه باب ترک الوشیه ص 76.

ج) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی، ج2 ص536 و ج2 ص20.

د) کامل ابن اثیر، ج2 ص217.

...

8- تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج2 ص57 و ج8 ص60؛ معجم الکبیر، طبرانی، ج3 ص130؛ کنزالعمال، ج10 ص576؛ و ...

9- الملل و النحل، شهرستانی، ج1 ص23؛ تاریخ خلیفه ابن خیاط، ص63-64؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج6 ص52 و ... .

10- مضافا بر اینکه اگر بگوییم ابوبکر در لشکر اسامه شرکت نکرده، مشمول لعن پیغمبر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شده است؛ زیرا طبق بعضی از نقل‌ها که در پاورقی شماره (9) نقل شد  رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم متخلفان از جیش اسامه را لعنت کرده است.

11- بیشتر مورخان اهل سنت تصریح کرده ان که ابوبکر جزئ لشکریان اسامه بوده است، از جمله:

طبقات الکبری، ابن سعد، ج4 ص46 و 136؛ تهذیب ابن عساکر، ج2  ص391 و ج3 ص215؛ کنزالعمال، ج5 ص312؛ تاریخ الخمیس، ج2 ص172؛ تاریخ یعقوبی ج2 ص93؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج1 ص53 و ج2 ص21؛ و ... .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 21:59  توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)  | 

                                     بسم الله الرحمن الرحیم 

بنا براین مصاحب رسول خدا صلی الله علیه و‌آله در غار«عبدالله بن اریقط بن بکر» بوده است . وبر فرض که بگوییم که مصاحب پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غار ابوبکر بوده است باید پرسید:(در اینجا سؤالاتی مطرح می‌شود که پیروان مکتب خلفا باید پاسخ گوی آن باشند )

1ـاگر ابوبکر به دلیل آیه شریفه «ثانی اثنین اذ هما فی الغار...» شایستگی خلافت را داشته است،چرا امیر مؤمنان علیه السلام که آیه«مباهله»[1]،«آیه تطهیر»[2]،«آیه مودت»[3]و صدها آیه دیگر[4] که به اعتراف مفسرین اهل سنت درباره امام امیرمؤمنان علی علیه السلام نازل شده است، بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و‌آله احق مردم برای خلافت نباشد؟‍

[1].خداوند در آیه مباهله امیر مؤمنان علی علیه السلام را نفس پیامبر صلی الله علیه و‌آله خطاب کرده و می‌فرماید:«قل تعالواندع ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین».سوره عمران آیه 61

[2].خداوند در آیه تطهیر اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله که از جمله آنها امیر مؤمنان علی علیه السلام می‌باشد را از هرگونه رجس و پلیدی پاک و مبرا دانسته و می‌فرماید:«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و طهرهم تطهیراً»سوره احزاب آیه 33 روات و محدثین و مفسرین اهل سنت می‌گویند که این آیه شریفه در حق پیامبر و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است(در اینجا به دلیل کثرت اسناد ازعلما اهل سنت از خوانندگان گرامی پوزش می‌طلبم، اگر کسی هست که در این مطالب شک دارد و می‌خواهد که اسناد را ذکر کنم در قسمت نظرات می‌تواند اعلام کندتا با کمال میل در پستی جداگانه تمام آنها را ذکر کنم.)

به دلیل وجود کثرت مدارک و اسناد از علما اهل سنت در موارد بالا و مورد حاضر ناگزیر به ذکر آنها  در این پست هستم تا کسی در صحت مطالب شک نکند و جویندگان حقیقت را ارضاء نماید:

[3]به اعتراف روات و محدثین و مفسرین اهل سنت آیه مودت در شأن علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است . بعضی از مصادر شأن نزول این آیه عبارت است از:تفسیر کشاف ،زمخشری ،ط مصطفی محمد،ج3،ص402و ط بیرو ت ،ج4،ص220-

تفسیر کبیر فخر رازی ،ط عبدالرحمن مصر ،ج27،ص166و ج7ص405-شواهد التنزیل،حاکم حسکانی ، ج2 ،ص 130،ح822

و823و824و825و826و827و828و832و833و834و838 –

مناقب علی ابن ابی طالب،ابن مغازلی شافعی ص307، ح352-صواعق المحرقه، ابن حجر مکی،ط میمنة مصر ،ج101و 135و ط محمدیه مصر ،ص168و 225-کفایةالطالب،گنجی شافعی ،ط حیدریه ص91،و ط الغری ،ص31-ینابیع المودة،قندوزی حنفی،ط اسلامبول ص106 و ط حیدریه ص123و ط عرفان ج1، ص105-فرائد السمطین ،ج1،ص20 و ج2 ص13،ح359-تفسیرابن کثیر ،ج3، 483و 484و 485-فصول المهمة،ابن صباغ المالکی ص8- التسهیل لعلوم التنزیل،کلبی،ج3،ص137-تفسیر المنیرلمعالم التنزیل،جاوی،ج2،ص183-

الاصابة،ابن حجر عسقلانی،ج2،ص502 و ج4،ص367-الاتقان فی علوم القرآن،جلال الدین سیوطی،ج4،ص240-اسعاف الراغبین ،صبان،بهامش نورالابصار،ص104 و 105 106-فتح القدیر شوکانی ،ج4،ص279-نور الابصار شبلنجی،102-الاستیعاب، ابن عبدالبر،بهامش الاصابة ،ج3،ص37-ینابیع المودة،قندوزی الحنفی،ص107 و 108 و 228 و 229 و 230 و 244 و 260 و 294 و -عقدالفرید،ابن عبد ربه مالکی،ج4،ص311-فتح البیان،صدیق حسن خان،ج7،ص 363 و 364 و 365-ریاض النضرة،محب الدین الطبری الشافعی ج2 ،ص248-تاریخ الکبیر ،بخاری ،ج1ص69 رقم1719 و 2174-نظم دررالمسطین،زرندی الحنفی ،ص133 و 238 و 239 -معالم التنزیل بغوی الشافعی مطبوع البهامش تفسیر الخازن،ج5،ص213-مرآةالجنان ،یافعی،ج1،ص109-الاتحاف بحب الاشراف،شبراوی الشافعی،ص5-معجم الصغیر ،طبرانی،ج1،ص65 -تفسیر کبیر فخر رازی ،ج2،ص700-تاریخ الخلفاء جلال الدین سیوطی ،ص169-مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی الحنفی،ص75-تفسیر الخازن ج5،ص213 -سیرةالحلبیة،برهان الدین الحلبی الشافعی ،ج3،ص212-ریاض النضرة،محب الدین الطبری الشافعی ،ج2،ص248-مجمع الزوائد ،هیثمی الشافعی،ج9ص168-انساب الاشراف ، بلاذری ،ج2،ص104،ح38-و................

[4].حاکم حسکانی از بزرگان علمای عامه است و از جمله تألیفات او کتاب«شواهد التنزیل» است که در این کتاب 210 آیه در شأن امیر مؤمنان علی علیه السلام نازل شده جمع آوری کرده است.و نیز بزرگان از علماء اهل سنت این روایت را نقل کرده‌اند که ابن عباس(حبرامت)گفت:«نزل فی علی ثلاث مائة آیة من کتاب الله عزّوجلّ»

«در مدح امیرمؤ نان علی علیه السلام سیصد آیه نازل گزدیده است» تاریخ مدینه دمشق ،ابن عساکر ،ترجمةالامام علی بن ابی طالب علیه السلام ،ج2،ص31،ح934- کفایة الطالب ،کنجی الشافعی ،ص 231- تاریخ خلفاء ،جلال الدین سیوطی ، ص172-نور الابصار شبلنجی ،ص73-ینابیع المودة ،قندوزی الحنفی،ص126و286-صواعق المحرقة ،ابن حجر مکی،ص125-اسعاف الراغبین ،مطبوع بهامش نور الابصار ،ص160-سیرةالنبویة ،زینی دحلان ،مطبوع بهامش سیرة الحلبیة،ج2،ص11-و .................

از دوستان گرامی و کسانی که این مطلب را می‌خوانند عذر می‌خواهم از اینکه خیلی از اسناد را نوشته‌ام باید ببخشید این به این دلیل است که بعضی از پیروان مکتب خلفا با اینکه این همه در کتب خودشان شأن نزول آیات را در حق حضرت علی علیه السلام و فرزندان ایشان می‌بینند باز آنها را به راحتی یا به کسان دیگری ربط می‌دهند و یا آنها را رد می‌کنند.    

                                                                                 ادامه دارد.... 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 0:5  توسط شبير  |