|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم چگونگى اسلام آوردن أبوبكر و عمر در محاصره شعب أبى طالب ، آيا أبوبكر و عمر شركت داشتند ؟ درباره أوّلين كسى كه اسلام آورد بين مردم مشهور شده است كه على عليه السّلام هيچ چيزى را شريك خداوند قرار نداد ، و چنين نبود كه بعد از شرك اسلام آورده باشد ، بلكه در تمام افعال تابع و پيرو پيامبر صلّى الله عليه و آله بود . بر همين شيوه به سنّ بلوغ رسيد ، آنگاه خداوند تعالى بخاطر پيروى از پيامبر صلّى الله عليه و آله او را معصوم نمود ،و راهنمائى وتوفيق داد (31) . على بن أبى طالب أوّلين مسلمان بود ، و او همان است كه مى گويد : من بنده خدا و برادر رسول خدا و صدّيق اكبر مى باشم ، بعد از من اين جمله را كسى نمى گويد مگر آنكه دروغگو و افترا زننده باشد ، هفت سال قبل از اين كه مردم نماز بخوانند من همراه رسول خدا صلّى الله عليه و آله نماز خواندم (32) . و بعضى از حسدورزان گفته اند : خديجه أوّلين مسلمان وأوّلين مخلوقى است كه به پيامبر صلّى الله عليه و آله ايمان آورد (33) . لكن صحيح آن است كه خديجه أوّلين زنى بود كه به پيامبر صلّى الله عليه و آله ايمان آورد و ليكن بعد از على عليه السّلام ، و على عليه السّلام أوّلين نفر از مردم بود كه به پيامبر صلّى الله عليه و آله ايمان آورد ، و همين مطلب از سلمان و أبوذر و خبّاب و جابر و أبوسعيد خدرى و زيد بن أرقم نقل شده است . و ابن اسحاق زهرى اين مطلب را ملتزم شده (34) و همين مطلب را عدّه اى از أوّلين اصحاب قبل از روزگار حكومت بنى اميّه تأييد و تأكيد كرده اند (35) . پيامبر أكرم صلّى الله عليه و آله فرمود : أوّلين شما كه در كنار حوض بر من وارد مى شود ، و أوّلين شما از نظر اسلام آوردن علىّ بن أبى طالب است (36) . و بنى اميّه از ديرباز براين بودند تا خديجه صلّى الله عليه و آله را بر أميرالمؤمنين عليه السّلام مقدّم نمايند ، نه بخاطر دوستى با خديجه ، بلكه بخاطر مخفى نگه داشتن فضائل أمير المؤمنين عليه السّلام بود ، چون دشمنان محمّد و آل محمّد عليهم السّلام در واقع آنها بودند . سپس برآن شدند تا أبوبكر را بر على عليه السّلام مقدّم نمايند ، لكن نتوانستند نتيجه مطلوب را بدست آورند ، زيرا دانشمندان اعلام كردند كه أبوبكر سالها بعد از بعثت پيامبر صلّى الله عليه و آله (37) يعنى بعد از اسلام آوردن پنجاه مرد اسلام آورد (38) و مطابق با روايت واقدى دقيقاً بعد از اسراء و معراج پيامبر صلّى الله عليه و آله كه يك سال و نيم قبل از هجرت بود ، اتّفاق افتاد (39) يعنى أبوبكر زمانى اسلام آورد كه سنّ مبارك على عليه السّلام 21 سال بود ، و اين واقعه يك سال و نيم قبل از هجرت بوقوع پيوست (40) و پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود : اين على عليه السّلام أوّلين نفر است كه به من ايمان آورد ، و مرا تصديق نمود ، و همراه من نماز خواند (41) . و مطلبى كه مورد اهتمام تمام حكومت هاى جهان مى باشد اين است كه : حكّام و سلاطين خود را از كسانى قرار دهند كه در هر موردى نفر أوّل باشند ، و چون در مطلب فوق جستجو نماييم و در پى بدست آوردن مصداق هائى از آن شويم ، به درستى آن پى مى بريم ، واقعاً چنين نيست ؟ زيد بن الخطّاب برادر عمر بن الخطّاب است ، كه قبل از او اسلام آورد ، لكن در تاريخ و حديث و تفسير بجز موارد اندكى از او نامى نبرده اند ، در حالى كه برادرش عمر در روايات بسيار و بى شمارى ذكر شده است ، و أبوبكر بخاطر نصيحت كاهنى در شام كه به وى خبر خروج پيامبر صلّى الله عليه و آله را داد و امر به پيروى از او نمود اسلام آورد (42) و در روز وفات پيامبر صلّى الله عليه و آله أبوبكر از فرمان وى در همراهى با لشكر اسامه سرباز زد ، و با عمر و همراهان او در اينكه به رسول خدا صلّى الله عليه و آله مى گفتند او هذيان مى گويد يعنى او ديوانه و مجنون است شركت كرد . و خلافت رسول خدا صلّى الله عليه و آله را غصب نمود و فرمان داد به زور وارد خانه فاطمه سلام الله عليها شوند ، و استخوان سينه او را شكست ، آنگاه فاطمه سلام الله عليها به او فرمود : به خدا سوگند بعد از هر نمازى كه مى خوانم بر تو نفرين مى كنم (43) . و بى گمان چنين گناهان بزرگى ، تنها از دشمن پيامبر سر مى زند ، نه از كسى كه همراه و مصاحب او در غار بوده است . و درباره اسلام آوردن او ، أبوالقاسم كوفى مى گويد : أبوبكر هفت سال بعد از بعثت اسلام آورد (44) . و مسعودى مى گويد : بسيارى از مردم بر اين عقيده هستند كه على عليه السّلام شريكى براى خدا قائل نشده است ، بلكه همواره در تمام افعال به پيامبر صلّى الله عليه و آله اقتداء مى نمود و از او پيروى مى كرد و بر همين شيوه به سنّ بلوغ رسيد ، و خداوند تعالى او را عصمت داد ، و بر تبعيّت از پيامبر خود مؤيّد و موفّق نمود ... و گروهى ديگر بر آن هستند كه أوّلين ايمان آورنده على مى باشد ، و رسول خدا صلّى الله عليه و آله در سنّ تكليف ، او را به دين دعوت نمود ، و دليل اين مدّعى ظاهر آيه : وَ أنْذِرْ عَشيرَتَكَ اْلأَقْرَبينَ (45) مى باشد ، كه خداوند به رسول خود فرمان مى دهد تا خاندان نزديك خود را به دين دعوت نمايد ، و چون على عليه السّلام نزديك ترين و اطاعت كننده ترين مردم به رسول خدا بود از او شروع كرد (46) . و سيوطى مى گويد : على أوّلين نفرى است كه اسلام آورد ، و عدّه اى نيز بر همين مطلب نقل اجماع نموده اند (47) .
[31] ـ مروج الذّهب 276 ج 2 . [32] ـ تاريخ ابن أثير ، 57 ج 2 . [33] ـ ألسّيرة النّبويّه ، دحلان ، ألأوائل ، الطّبرانى 80 ، ألسّيرة الحلبيّه 267 ج 1 . [34] ـ عيون الأثر ج 1 مناقب خوارزمى ج 18 ، ألسّيرة الحلبيّه ج 1 حلية الأولياء ج 1 ألسّيرة النّبويّة ، دحلان 91 ج 1 ، تاريخ بغداد 232 ج 4 ، تهذيب تاريخ دمشق ج 3 ، ألكامل ، ابن أثير ، 57 ج 2 .مجمع الزّوائد ج 9 [35] ـ ألمستدرك الحاكم 136 ج 3 ، ألأوائل 195 ج 1 ، حياة الصّحابة ، 514 و 515 ج 2 [36] ـ مستدرك حاكم 136 ج 3 ، ألإصابه 28 ج 3 . [37] ـ ألسّيرة الحلبيّه 273 ج 1 . [38] ـ ألبداية و النّهاية 28 ج 3 ، تاريخ طبرى 60 ج 2 . [39] ـ مجمع الزّوائد 76 ج 1 . [40] ـ مجمع الزّوائد 76 ج 1 ، به نقل از طبرانى در ألكبير . [41] ـ شرح نهج البلاغه ، ابن أبى الحديد 225 ج 13 ، تاريخ بغداد 224 ج 4 . [42] ـ ألبداية و النّهاية 30 و 29 ج 3 ، ألسّيرة النّبويّه ، ابن كثير439 ج 1 . [43] ـ ألبداية و النّهاية ، 73 ج 8 ، عيون الأثر 281 ج 2 ، لسان الميزان 189 ج 8 ، در شرح حال علويان ، تاريخ يعقوبى 137 ج 2 ، ألإمامة و السّياسة ، ابن قتيبة 20 ج 2 ، چاپ مؤسّسه حلبى مصر ، و به كتاب هل اغتيل النّبى محمّد صلّى الله عليه و آله مراجعه شود . [44] ـ ألإستغاثه 31 ج 2 . [45] ـ سوره شعراء ، آيه 214 . [46] ـ مروج الذّهب ، مسعودى 276 ج 2 . [47] ـ تاريخ الخلفاء ، سيوطى 185 ، ألمستدرك حاكم 111 ج 3 ، حيلة الأولياء 66 ج 1 ، تاريخ الخطيب بغدادى 2 ج 81 ، ألسّيرة الحلبيّة 268 ج 1 . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:12 توسط شبير
|
|
||