تبليغاتX
نجوای دل (در احتجاج با منافقان) - ادله تبري شيعه از دشمنان اهل بيت(عليهم السلام)

اگر از اهل سنت بپرسيد نظر شما درباره صحابه‌اي كه عثمان بن عفّان را در مدينه كشتند چيست؟ فكر مي‌كنيد چه پاسخي خواهيد شنيد؟ جز اين كه بگويند قتل عثمان به دست صحابي عملي بود كه صحابه از روي اجتهادشان انجام دادند و گناهي در اين عمل بر گردن صحابه نخواهد بود، و علماء ما در كتابهايشان به اين مطلب تصريح نموده‌اند جوابي نخواهيد شنيد.

همچنين اگر بپرسيد نظرتان درباره عايشه و طلحه و زبير و همدستان اينان كه با اميرالمؤمنين علي(ع) روز جنگ جمل پيكار كردند چيست؟در حاليكه از طرفين شانزده هزار نفر كشته شدند و نيز بپرسيد درباره معاويه فرزند ابوسفيان و اتباعش كه در صفين با امير‌المؤمنين علي(ع) جنگيدند و حدود شصت هزار نفر از طرفين كشته شدند چيست؟ همان پاسخي را خواهيد شنيد كه در جواب سؤال اول مي‌دهند و معتقدند صحابه در اين امور به اجتهادشان عمل كردند و هيچ يك گناهي ندارند!!!

اما سؤال اين است آيا جواز اجتهاد منحصر به فرقه‌اي خاص از مسلمين است؟ يا براي همه حق اجتهاد هست؟؟

چگونه است كه اجتهاد در قتل صحابه(كه از طرف عايشه و طلحه و زبير و معاويه و اتباعش صورت گرفت)، و نيز اجتهاد در قتل خليفه(عثمان بن عفّان) جايز باشد، و نيز روا باشد اجتهاد كردن در جنگ با برادر رسول خدا(ص) و پسر عمويش و شوهر دخترش فاطمه زهراءسيده‌ي زنان عالميان،دانشمندترين خلائق،زاهدترين بندگان،نزديك ترين مردمان به رسول گرامي(ص)،وارث علم خاتم الانبياء،آن كه عمود اسلام به شمشير او بر سر پا شد،آن كه خداوند متعال و رسول دو سرا به ستايش‌هايي بليغ او را ستودند به گونه‌اي كه دوست و دشمن اعتراف دارند و راهي براي انكار فضايلش نبوده و نيست، آن كه خداوند عالميان در قرآنش ولايت او را بر همه مردم قرين ولايت خودش قرار داده آنجا كه مي‌فرمايد:

«انما وليكم الله و رسوله و الذين امنو الذين يقيمون الصلاة يؤتون الزكوه و هم راكعون»

«منحصراً كارگزار و سرپرست و اولي به نفس شما خداوند و رسولش و مؤمناني هستند كه نماز را به پا داشته و به نيازمندان در حال ركوع صدقه مي‌دهند»

و مراد از «الذين امنوا:مؤمنان»در اين آيه كريمه به اتفاق مفسرين،علي(ع)است، و آن كه رسولخدا(ص)در روز غدير خم درباره او فرمودند:«من كنت مولاه فهذا علي مولاه:هر كه من مولاي اويم اين علي(ع)مولاست او را»و نيز سرور عالميان در حقش فرموده:«انا مدينه العلم و علي بابها: منم شهر علم و علي در آن شهر است » و نيز دعاي آن سرور كه از خداوند عالميان درخواست نمود كه بهترين خلقش را بفرستد تا در خوردن مرغ بهشتي با آن حضرت شريك شودآنجايي كه عرض نمود:«اللهم ائتني باحب خلقك اليك:خداوندا،نزد من فرست محبوب ترين بندگان را در نزد خودت»و سرانجام بعد از وقوع قضايايي، علي(ع) در خوردن آن مرغ بهشتي با آن سرور شريك شد، و نيز در مواقف مختلف و موارد عديده از سيد لولاك خاتم الانبياء(ص) شنيده شد كه به علي(ع)ميفرمودند:«انت مني بمنزله هارون من موسي: يا علي نسبت تو به من نسبت هارون است نسبت به موسي» و فضائل بيشمار ديگري كه شمارش آنها به طول مي‌انجامد.

حال از شما خواننده گرامي مي‌پرسم:در محاربه و جنگ كردن با چنين شخصيتي-كه بدون كوچكترين شكي ممدوح خدا و رسول بوده و همگان بر مراتب فضل و تقوي و محبوبيتش نزد خداوند متعال و رسول خدا(ص)معترفنداجتهاد جايز است،ولي در سب و دشنام به بعضي از اصحاب-كه هيچ يك داراي چنين منزلت رفيعي كه براي علي(ع) ثابت است نبودند- اجتهاد ر وا نيست؟؟؟!!!

خواننده گرامي اگر خواهان آن هستي كه دلايل شيعه را در سب و لعن برخي صحابه بداني تا پايان اين مطلب دنباله دار همراه ما باشيد

ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 0:47  توسط   |