تبليغاتX
نجوای دل (در احتجاج با منافقان) - ادله تبری شیعه از دشمنان(قسمت دوم)

«شيعه» به جمعي از صحابه مهر ورزيده و از جمعي ديگر بيزاري مي‌‌جويد    

 

به گمانت مي‌رسد كه ما چه كساني را سبّ نموده و دشنام مي‌دهيم؟ آري، ما كساني از اصحاب با وفاي رسول‌خدا(ص) كه در مقام ايمان به خدا و رسول و كتاب خدا اخلاص خود را اثبات نمودند و پاس حرمت رسول خدا(ص) را در توصيه‌ها و سفارشات اكيدشان بالخصوص در حق عترت پاكش-عليهم السلام- داشتند –مانند:سلمان، مقداد، ابوذر،عمّار،جابر بن عبدالله انصاري،ابو سعيد خدري،خزيمه بن ثابت ذوالشهادتين و ...- دوست داريم و به آنان عشق مي‌ورزيم، و اين دوستي خودمان را نسبت به آنها را از اسباب تقرب به حق‌تعالي مي‌دانيم، تربت آنان را توتياي ديدگانمان قرار داده و از ارواح طاهره آنان استمداد مي‌جوئيم، و نسبت به اصحابي كه حال آنان بر ما مجهول است مهر سكوت بر لب زده و خاموش مي‌مانيم و قضاوت نسبت به آنان را واگذار به محكمه عدل پروردگار حكيم مي‌نمائيم، ولي نسبت به كساني كه قطع و يقين داريم كه اظهار دشمني با اهل‌بيت رسول‌خدا(ص) نمودند و عترت پاك آن سرور را آزردند و حقوق مسلّم آنان را پايمال كردند ساكت ننشسته،و با آنان همان گونه معامله مي‌كنيم كه خداوند جبّار منتقم در قرآنش با آنان معامله نموده1، و رسول‌خدا(ص)در روايات قطعي‌الصدور آنان را با بيانات مختلف نكوهش فرموده است.2

شيعه اماميه در امر تبري از جمعي از صحابه هيچ‌گاه از طريق اعتدال و ميانه‌روي خارج نشده بلكه براي اثبات مدعاي خودش به ادلّه‌اي كه صحّت آن‌ها نزد مخالفين به طور قطع و يقين ثابت است تمسك جسته و در نهايت متانت و وقار و بدون اينكه از آداب مناظره غفلت يا تغافل داشته باشد به اثبات مدعاي خود و ابطال ادلّه‌ي خصم پرداخته و در هيچ يك از اين امور از جاده انصاف و رعايت اصول عقل و آداب مناظره خارج نشده است.

بسي جاي تأسف است كه مخالفين شيعه هنوز نفهميده‌اند- و به بياني گوياتر  نخواسته‌اند بفهمند- كه شيعه در اين تفتيش و حق‌جويي، پيگير واقع بوده و به دنبال حقيقت  مي‌گردد تا از آن پيروي نمايد.

«شيعه»مي‌گويد: ما در اخذ عقائد و فهم تكاليف شرعي زير بار كسي مي‌رويم كه بتوانيم روز قيامت او را بين خداوند و خودمان حجت قرار دهيم، و نه تنها با خائنين و منافقين بيگانه‌ايم بلكه به فرمان خدا و رسولش آز آنان بيزاري جسته و هيچ‌گونه سر سازشي با آنان نداريم.

«شيعه»منطقي غير از اين نداشته و ندارد، نزاع شخصي با كسي در بين نيست بلكه جستجوي  از حقيقتي است كه به برهان عقل و نقل فقط، با دست يافتن به آن حقيقت امكان سلوك  مسلك نجات و سعادت وجود دارد.

اما چرا و چگونه  اين حقيقت بر كام مخالفين-كه خود نيز معترف به آن هستند- تلخ مي‌نمايد امري است كه بايد خود جواب آن را بدهند.

و شما خوب مي‌داني كه سبّ و لعن چيزي جز«دعا» و «خواستن» از باري‌تعالي نيست، اگر خداوند متعال خواست اين دعا را مستجاب فرمايد و الّا آن را قبول نمي‌كند.

حال انصاف بده آيا دعا بر ضرر شخصي و نفرين نمودن كسي قابل قياس با ريختن خون افراد خواهد بود؟؟؟

 

 ادامه دارد



1.  1.خداوند متعال در قرآن كريم سوره احزاب آيه 57 مي‌فرمايد:

«البته آنان كه آزار مي‌كنند خدا و رسولش را، خداوند آنان را در دنيا  و آخرت لعنت كرده (و از رحمت خود دور فرموده) و براي آنان عذابي با ذلّت و خواري مهيّا ساخته است».

تنها كاري كه بايد انجام داد اين است كه از روي ادله صحيحه و براهين قاطعه اثبات نمائيم كه آزار كنندگان خدا و رسولش چه كساني بوده‌اند؟كتب سيره و تاريخ و حديث از فريقين در دسترس همگان است

2.المعجم الكبير طبراني-3/93،مناقب ابن‌مغازلي-ص307،مسند احمد-2/442،تاريخ بغداد-7/136،شواهد التنزيل-2/72،سنن ابن ماجه-1/92،سنن ترمذي-1/248 و ابن عساكر(ترجمه امام حسن«ع»)-ص98

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 0:23  توسط   |