تبليغاتX
نجوای دل (در احتجاج با منافقان) - منافق از دیدگاه معصومین علیهم السلام و قرآن (قسمت اول)

پس از اعترافات دو منافق صدر اسلام - عمر و ابوبكر لعنت الله عليهما - ، لازم ديدم كه معني و مفهوم واژه‌ي منافق را از ديدگاه مولي‌الموحدين، اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام و ديگر معصومين عليهم السلام، و كتاب خدا بيان كنيم و سپس به ادامه‌ي بحث نفاق و مناق (عمر و ابوبكر لعنت الله عليهما) بپردازيم.

آفت نفس .

ـ امام على (ع ) : آفت نفس , شيفتگى به دنياست .

ـ سرآمد آفت ها, شيفتگى به لذت هاست .

ـ خدمت تن كردن به اين است كه لذت ها و خواهش ها و خوشى هايى را كه مى طلبد برايش برآورده سازى و اين خودموجب هلاكت نفس است .

ـ امـام صـادق (ع ): نـفـس را بـا هوس هايش رها مكن كه هواى نفس موجب هلاكت آن مى گردد و واگذاشتن نفس با هوسش مايه درد و رنج آن است و باز داشتن نفس از هوا و هوسش باعث درمان آن مى باشد.

نفاق .

قرآن :.

((در نـتـيـجـه , بـه سـزاى آن كـه با خدا خلف وعده كردند و از آن روى كه دروغ مى گفتند, در دل هايشان ـ تا روزى كه او را ديدارى كنند ـ پيامدهاى نفاق را باقى گذاشت )).

ـ امام على (ع ) : نفاق , ايمان را تباه مى كند.

ـ نفاق , برادر شرك است .

ـ نفاق , همزاد كفر است .

ـ پـيـامبر خدا(ص ) : نفاق ابتدا به صورت نقطه اى سياه ظاهر مى شود و هرچه نفاق بيشتر شود آن نقطه بزرگتر مى گردد و چون نفاق به مرحله كمال رسد, دل به كلى سياه مى شود.

نفاق ننگ اخلاق است .

ـ امام على (ع ) : نفاق ننگ خصلت هاست .

ـ چه زشت است كه انسان ظاهرى موافق داشته باشد و باطنى منافق !.

ـ چه زشت است براى انسان كه دورو باشد!.

ـ خيانت اصل نفاق است .

علت نفاق .

ـ امام على (ع ) : نفاق انسان ناشى از ذلتى است كه در خود حس مى كند.

ـ نفاق از ديگپايه هاى زبونى است .

ـ دروغ به نفاق مى انجامد.

ويژگى منافق .

ـ امام على (ع ) : منافق نسبت به خودش مسامحه روا مى دارد و از مردم خرده گيرى مى كند.

ـ منافق , گفتارش زيباست و كردارش بيمارى درونى .

ـ منافق زبانش خوشحال مى كند ودلش زيان مى رساند.

ـ منافق , بى شرمى كودن و چاپلوسى بدبخت است .

ـ منافق , نيرنگباز است و زيانبار و شكاك و بدبين .

ـ امـام صـادق (ع ) : مـنـافق به آن چه مايه سعادت مؤمنان است رغبتى ندارد و انسان خوشبخت از اندرز تقوا پند مى گيرد هر چندمخاطب آن اندرز كس ديگرى باشد.

ـ پيامبر خدا(ص ) : منافق كسى است كه هرگاه وعده دهد خلف وعده كند, هرگاه كارى كند آن را فاش سازد (و در بوق دمد), هرگاه سخن بگويد دروغ گويد, هرگاه امانتى به اوسپارند خيانت ورزد, هرگاه روزى داده شود سبكسرى كند و هرگاه روزى داده نشود (وتنگدست گردد) به غل و غش روى آورد.

ـ امـام سجاد(ع ) : منافق نهى مى كند و خود نهى نمى پذيرد, به آن چه دستور مى دهدخودش عمل نمى كند, چون به نماز ايستد به چپ و راست مى نگرد, چون ركوع كند خود را (مانندگوسفند) به زمـيـن انـدازد (يعنى بعد از ركوع نايستد و به همان حال به سجده رود), چون سجده كند (مانند كلاغ و ساير پرندگان كه دانه مى چينند) منقار به زمين زند و چون بنشيندنيم خيز نشيند  , چون شب شود با اين كه روزه نداشته است همه اش به فكر خوردن غذاست و در هنگام روز با آن كه شـب زنـده دارى نـكرده است , هم و غمش خفتن است اگر سخنى (ياحديثى ) به تو گويد, دروغ گـويـد و اگـر بـه تووعده اى دهد, خلف وعده كند و اگر به او اعتمادكنى و امانتى سپارى به تو خيانت كند و اگر با اومخالفت كنى , پشت سرت بدگويى كند.

 ـ امـام عـلى (ع ) : شخص منافق هرگاه نگاه مى كند براى سرگرمى است , هرگاه سكوت مى كند هـمـراه بـا غـفلت است , وقتى سخن مى گويد بيهوده گويى مى كند, هرگاه بى نياز شودطغيان مـى كـنـد, وقتى گرفتارى به او رسد داد وفرياد راه مى اندازد, زود ناراحت مى شود و ديرخشنود مـى گـردد, از اندك خدا ناخشنود مى شودو بسيارش هم او را خشنود نمى سازد, شر بسياردر سر مـى پـرورانـد و مـقدارى از آن ها را به كارمى بندد و افسوس مى خورد كه چرا فلان كار بد راانجام نداده است .

ـ پيامبر خدا(ص ) : منافق , چشمانش دراختيار اوست , هر طور بخواهد گريه مى كند.

ـ گريه مؤمن از دل اوست و گريه منافق از سرش .

ـ بيشتر منافقان امت من , قاريان آن هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 12:55  توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)  |