تبليغاتX
نجوای دل (در احتجاج با منافقان) - منافق از دیدگاه معصومین علیهم السلام و قرآن (قسمت دوم)

نشانه هاى نفاق .

ـ امـام صـادق (ع ) : چـهـار چيز از نشانه هاى نفاق است : سختدلى , خشكيدگى چشم ,مداومت بر گناه و آزمندى به دنيا.

ـ پيامبر خدا(ص ) : نشانه منافق سه چيزاست , هرگاه سخن گويد دروغ گويد, هرگاه وعده دهد وفا نكند و هرگاه به او اعتماد شود خيانت كند.

ـ چهار خصلت است كه در هر كه باشندمنافق است و اگر يكى از آن ها در او باشد يك خصلت نفاق در او وجـود دارد تـا ايـن كـه آن رارها كند : كسى كه هرگاه سخن گويد دروغ گويدو هرگاه وعـده دهـد خـلـف وعده كند و هرگاه پيمان بندد پيمان شكنى كند و هرگاه ستيزه كنداز حق تجاوز نمايد.

ـ چـهـار خـصـلـت است كه در هر كه باشدمنافق محض است , و در هر كس يكى از آن هاباشد يك خصلت نفاق در او وجود دارد تا اين كه آن را رها كند : هرگاه به او اعتماد شود خيانت كند, هرگاه سخن گويد دروغ گويد, هرگاه پيمان بندد پيمان شكنى كند, و هرگاه ستيزه كند از حق تجاوز نمايد.

ـ سـه خـصـلـت اسـت كـه در هر كه باشندمنافق است , هرچند اهل روزه و نماز باشد وخودش را مسلمان بداند : كسى كه هرگاه به اواعتماد شود خيانت ورزد و هرگاه سخن گويددروغ گويد و هـرگـاه وعـده دهد خلف وعده كندخداوند عزوجل در كتاب خود فرموده است :((براستى كه خـدا خـيانتكاران را دوست ندارد)) وفرموده است : ((لعنت خدا بر او اگر ازدروغگويان باشد)) و فرموده است : ((و در اين كتاب از اسماعيل ياد كن كه او راست وعده بود وفرستاده اى پيامبر بود)) .

ـ براى منافق سه نشانه است : هرگاه سخن گويد دروغ گويد, هرگاه وعده دهد خلف وعده كند وهرگاه به او اعتماد شود خيانت ورزد.

ـ نشانه منافق سه چيز است : هرگاه سخن گويد دروغ گويد, هرگاه وعده دهد خلف وعده كند و هرگاه به او اعتماد شود خيانت ورزد.

ـ امـام صـادق (ع ) : مـنـافـق سـه نشانه دارد :زبان او با دلش ناسازگار است و دلش با كردارش و ظاهرش با باطنش .

ـ پيامبر خدا(ص ) : منافقان را نشانه هايى است كه با آن ها شناخته مى شوند : درودشان لعنت است , پـرخـور و شـكـم بـاره انـد, بـه غنائم دستبرد مى زنند, به مساجد نزديك نمى شوند,مگر با اكراه و ريـاكـارى , نـمـاز را آخـر وقـت مـى خـوانـنـد, خود برتر بينند, به طورى كه با كسى انس و الفت نمى گيرند و كسى هم با آنان الفت نمى گيرد, شب مانند چوب خشك مى افتند وروز صداى خود را به جر و بحث بلند مى كنند.

ويژگى هاى منافقان .

قرآن :.

((مـنـافـقان با خدا نيرنگ مى كنند و حال آن كه او باآنان نيرنگ مى كند و چون به نماز ايستند با كسالت وتنبلى برخيزند با مردم ريا مى كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى كنند ميان آن (دو گروه ) دو دلـند, نه با اينانند ونه با آنان و هر كه را خدا گمراه كند, هرگز راهى براى (نجات ) او نخواهى يافت )).

ـ امام على (ع ) ـ در خطبه اى در بيان اوصاف منافقان ـ : شما را از منافقان برحذرمى دارم , زيرا كه آنـان مـردمـانـى گـمـراهـنـد و گـمـراه كـنـنـده , خـود لـغـزيـده اند و ديگران را مى لغزانند, بـه رنـگ هـاى گـونـاگـون وحالات مختلف در مى آيند,با هر وسيله و از هر طريقى آهنگ (فريب وگمراهى ) شما مى كنند و در هر كمينگاهى به كمين شما مى نشينند.

دل هايشان بيمار است و ظاهرشان آراسته وپاك , مخفيانه عمل مى كنند و چون خزنده اى زهرناك آهـسـتـه مـى خـزند و بى خبر زهر خود رامى ريزند, شرح و بيانشان داروست و گفتارشان شفا, اما كـردارشـان درد بـى درمـان بـه رفـاه وآسايش مردم حسادت مى ورزند و به آتش بلا وگرفتارى (مـردمـان ) دامن مى زنند و نوميدمى كنند, در هر راهى به خاك هلاكت افكنده اى و براى نفوذ در هـر دلى وسيله اى و براى هر غم واندوهى اشك هايى (دروغين ) دارند, مدح وستايش به قرض هم مـى دهـنـد و از يـكـديـگـرانتظار پاداش (و ستايش متقابل ) دارند, اگرچيزى بخواهند پافشارى مـى كـنـنـد و اگر سرزنش كنند پرده درى مى نمايند و اگر داورى كنندزياده روى مى ورزند, در مـقـابـل هر حقى باطلى در چنته دارند و در برابر هر راستى , خميده اى وبراى هر زنده اى قاتلى و بـراى هـر درى كـلـيـدى وبـراى هر شبى چراغى چشم نداشتن و بى نيازى را دستاويز طمع قرار مـى دهند تا از اين راه بازارخود را داغ كنند و كالاهايشان را رونق بخشندمى گويند و ايجاد شبهه مـى كـنـنـد, وصف مى كنندو حقيقت را وارونه جلوه مى دهند, راه (ورود به مسير باطل ) را آسان مـى كنند و تنگه (آن را) كج و دشوار رو مى سازند (تا افراد به راحتى قدم به راه باطل گذارند و در پـيـچ و خـمهاى آن سرگردان شوند و بيرون شدن از آن ناممكن يادشوار شود) اينان دار و دسته شـيـطـانـنـد وزبـانـه هـاى انـبـوه آتش ((آنان گروه شيطانند وبدانيد كه گروه شيطان همان زيانكارانند)).

ـ منافقان با دروغ , خود را آراسته جلوه مى دهند.

ـ عادت منافقان , تغيير دادن خلق وخوى است (هر لحظه به رنگى در مى آيند).

ـ دانش منافق , در زبان اوست دانش مؤمن در كردار اوست .

ـ موافقت زياد (نشانه ) نفاق است ,مخالفت زياد (علامت يا موجب ) دشمنى است .

ـ پارسايى منافق , جز در زبان او نمودارنمى شود.

ـ كـار آخـرت را وسـيله رسيدن به دنيامكن واين جهان زودگذر را برآخرت برمگزين ,زيرا اين كار خصلت منافقان و خوى بى دينان است .

ـ زبان مؤمن در پشت دل اوست و دل منافق در پشت زبان او.

ـ پـيـامـبر خدا(ص ) : كسى كه باطنش باظاهرش ناسازگار باشد او منافق است هر كه مى خواهد باشد.

ـ چنانچه خشوع بدن بر خشوع دل بچربد اين در نظر ما نفاق است .

ـ امـام عـلى (ع ) : اگر با اين شمشيرم بر بن بينى مؤمن بزنم تا با من دشمنى ورزد هرگزدشمنى نـخـواهد كرد و اگر همه دنيا را به پاى منافق بريزم تا مرا دوست داشته باشد, هيچ گاه مرا دوست نخواهد داشت و اين از آن روست كه قلم قضا بر اين امر رقم خورده و اين قضاى الهى بر زبان پيامبر امـى (ص ) جـارى گشت و فرمود :اى على , هيچ مؤمنى با تو دشمنى نمى كند و هيچ منافقى تو را دوست نمى دارد.

آشكارترين منافق .

ـ امـام عـلـى (ع ) : آشكارترين منافق كسى است كه به طاعت (خدا) فرا خواند و خودش بدان عمل نكند و از معصيت باز دارد و خودش از آن باز نايستد.

ـ بـدترين منافق كسى است كه به طاعت (خدا) امر كند و خودش بدان عمل نكند و ازمعصيت باز دارد و خودش از آن باز نايستد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 14:0  توسط دشمن قسم خورده ی خلفا (مدیر)  |